نوروز

نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای  است كه روايت های تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است

اما بايد پيشاپيش بدانيم كه نوروز يك عيد و جشن كهنسال و بسيار باستاني است كه از نياكان آريايي ايرانيان بدان ها رسيده و مسلما" پيش از زردشت نيز اين جشن برگزار مي شده است و شايد بتوان گفت كه آيين نوروز از سده هاي سيزدهم و چهاردهم پيش از ميلاد و حتي اوايل هزاره دوم پيش از ميلاد مرسوم بوده است.

سفره هفت سین:

/**/

سبزه: تولد دوباره ، حيات نو و سبز بودن
سمنو: ثروت و فراواني و وفور
سنجد: عشق
سیر: دارو و درمان و بعنوان ماده اي گندزاد مي باشد

سیب: زیبایی و سلامت

سماق: رنگ طلوع آفتاب
سرکه قرمز : سن و صبر و عقل
سنبل: آمدن بهار و نشان دهنده زيبائي
سکه زرد : ثروت

 

اگر خدا کفیل رزق است غصه چرا؟

اگر رزق تقسیم شده است حرص چرا؟

اگر دنیا فریبنده است اعتماد به آن چرا؟

اگر بهشت حق است تظاهر به ایمان چرا؟

اگر قبر حق است ساختمانهای مجلل چرا؟

اگر جهنم حق است این همه ناحق چرا؟

اگر حساب حق است جمع مال چرا؟

اگر قیامتی هست خیانت چرا؟

دنیا را برایتان شاد شاد
و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
هر روزتان نوروز

********

/**/

دو قدم مانده به خنديدن برگ

      يک نفس مانده به ذوق گل سرخ

           چشم در چشم بهاري ديگر....

               تحفه اي يافت نکردم که کنم هديه تان

                    يک سبد عاطفه دارم همه ارزاني تان

گفتی که دگر در تو چنان حوصله ای نیست

گفتم که مرا دوست نداری گله ای نیست

رفتی و خدا پشت و پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیستد

*****

خــدایا 

کـمـی بـیـا جـلـوتـر

مـی خـواهـم در گوشت چـیـزی بـگـویم ...!

ایـن یـک اعـتـراف اسـت ...

مـن بـی او دوام نـمی آورم

حـتـی تـا صـبح فــردا !...

*****

هنوز برایت می نویسم
درست شبیه پسرکی نابینا که هر روز برای ماهی قرمز مرده اش غذا می ریزد . . .

اولین روز بارانی را به خاطر داری؟/ غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم

 وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم/ دومین روز بارانی چطور؟

پیش بینی اش را کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم/  سعی می کردی من خیس نشوم

و شانه سمت چپ تو کاملا خیس بود/ و سومین روز چطور؟

گفتی سرت درد می کند و حوصله نداری سرما بخوری/ چتر را کامل بالای سر خودت گرفتی

و شانه راست من کاملا خیس شد/ وچند روز پیش را چطور؟

به خاطر داری؟/ که با یک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم

/**/

برای اینکه پین های چتر توی چش و چالمان نرود/ دو قدم از هم دورتر راه برویم

فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو...

دکتر شریعتی...