عشق عشق و فقط عشق .............















به چشمانه مهربانه تو می نویسم حکایت بی نهایت عشق را
تا بدانی که محبت و عشق را در چشمان تو آموختم و با تو آغاز کردم
به پاکی چشمانت قسم که تا ابد...
.....دوستت دارم !
خوشبختی من
پیدا کردن تــــــــو
از میان این همه ضمیر بود
عزیزم زیباترین لحظاتم را به پای ساده ترین دقایقت میریزم تا بدانی تو را برای تو دوست دارم.
خوشحالم و هزاران بار خداي مهربان را شاكرم كه تو را به من هديه داد
خوشحالم و به خود مي بالم كه هميشه تو را در كنارم دارم
و چه لذت بخش است دوش به دوش تو قدم زدن ،
و از آن شيرين تر با تو همكلام شدن !
عشق ،قلب كوچكم را از خود بي خود كرده ،
چرا كه تنها تو را در ميان ديگران باور كرده است !
كاش زودتر از اينها تو را يافته بودم گل من .
زيرا احساس ميكنم با عشق تازه متولد شده ام!
حال ...تو مرا ليلاي خويش مي بنداري ،
ومن تو را مجنون عشق مي نامم !
تو مرا براي خود مي داني ،من نيز تو را از براي قلب خود مي دانم.
و چه زيباست لحظه ي رسيدن به اوج خوشبختي ،
زماني كه هر دو همديگر را براي هم مي خواهيم!
خالصانه و از ته قلبم ميگويم كه براي من معناي واقعي عشق تويي .
فرقی نمی کنه، اما اگه همراهی ،داشته باشی
که تنهات نذاره ،بی انتها بودن جاده برات آرزو میشه ......
و به اندازه ی تمام قطره های باران * دوستت دارم * .