*******تولدت مباااااااااااااااارک*******
30مهر تولد همکلاسی گلمون نسترن حسنی هست
تولد تولد تولدت مباااااااااااااااااااااااااارک

.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)

.gif)
30مهر تولد همکلاسی گلمون نسترن حسنی هست
تولد تولد تولدت مباااااااااااااااااااااااااارک

.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)

.gif)
سلام به همکلاسی های عزیز ![]()

خدایا !
همراهی تو با من مثل نفس کشیدن است
آرام ، بی صدا ، همیشگی....

روزگاری
در مرغزاری گنجشکی بر شاخه یک درخت لانه ای داشت و زندگی می کرد .گنجشک هر
روز با خدا راز ونیاز و درد دل می کرد و فرشتگان هم به این رازو نیاز هر
روزه خو گرفته بودند تا اینکه بعد از مدت زمانی طوفانی رخ داد و بعد از آن ،
روزها گذشت و گنجشك با خدا هيچ نگفت! فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و
خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت: " مي آيد، من تنها گوشي هستم كه
غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي ام كه دردهايش را در خود نگه مي دارد و
سر انجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست.
" فرشتگان چشم به لب هايش دوختند، گنجشك هيچ نگفت و خدا لب به سخن گشود:
" با من بگو از آنچه سنگيني سينه توست.
" گنجشك گفت:
"
لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام. تو همان را
هم از من گرفتي. اين طوفان بي موقع چه بود؟ چه مي خواستي از لانه محقرم
كجاي دنيا را گرفته بود و سنگيني بغضي راه بر كلامش بست.
... سكوتي در عرش طنين انداز شد. فرشتگان همه سر به زير انداختند. خدا گفت:
"
ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون
كند. آنگاه تو از كمين مار پر گشودي. " گنجشك خيره در خدايي خدا مانده بود.
خدا
گفت: " و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته
به دشمني ام بر خاستي. " اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي در
درونش فرو ريخت. هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد..
یه پسر و دختری عاشق همدیگه بودن . می خواستن با هم ازدواج کنن ،
اما این وسط یه مشکل به وجود میاد ... اونم اینه که دختره به پسره خیانت می کنه و با یکی دیگه ازدواج می کنه ....
پسره به محض شنیدن این خبر ، 300 م.م به خودش بنزین تزریق می کنه ، اما نمی میره
خلاصه یه چند روزی بیمارستان بوده .... یه روز دختره با کمال پر رویی میره ملاقاتش ...
پسره هم تا اونو می بینه یه چاقو بر میداره و دنبال دختره می کنه ... پسره بدو ، دختره بدو ، تا اینکه بالاخره پسره می گیرش . دستشو بالا می بره که با چاقو بزنتش که یه دفعه بنزینش تموم میشه ..![]()
پس در مصرف بنزین صرفه جویی کنید ....![]()
میدونین چرا پسرا عینک آفتابی میزنن؟؟؟؟؟؟؟
.
.
.
.
.
۷٪به خاطر نور خورشید
۲۳٪به خاطر اینکه ظاهر باحالی داشته باشن
۷۰٪به خاطر اینکه نمیخوان بقیه بدونن دارن به کجا نگاه میکنن![]()
![]()
والا![]()

یک محقق ایرانی ثابت کرد که کلید ماشین برای خانم ها فقط برای باز و بسته کردن در خودرو استفاده می شود اما برای آقایون مصارف دیگری را دارا می باشد: 1- خلال دندان، 2- گوش پاک کن، 3- وسیله در زدن، 4- وسیله خاروندن سر – گردن و ... 5- وسیله دفاعی، 6- بیرون آوردن سنگریزه یا پیچ از تایر خودرو، 8- جدا کردن سنگ از رو نون سنگک، 9- قاچ کردن و پوست کندن انواع میوه، 10- نوشتن انواع یادگاری، 11- و از همه مهمتر جابجا کردن زغال قلیون و ... در روزهای آینده ادامه تحقیقات فاش خواهد شد.