شرح حال دانشجو آخر ترم:

« فاش می گویم و از گفته ی خود دلشادم »

كه در این ترم پیاپی ز دروس افتادم !

اولین نمره كه دیدم سر من سوووووت كشید

سوی استاد دویدم غم دل سر دادم

ولی افسوس كه استاد محبت ننمود

با غضب گفت برو... نمره زیادی دادم !

گفتمش بهر خدا یك نظر انــــداز به من

مزه انداخت : نیم ناظر و من استادم !

بازگشتم كه شوم مطلع از درس دگر

دیدم « این سیل دمادم ببرد بنیادم »

خشمگین داد زدم، ناله و نفــرین كردم

- هیچ كس نیست در اینجا كه رسد بر دادم ؟؟؟!!

نــاگه از دور بدیــــــدم رخ اســــتاد عزیز

گوییــــا بر دل او كـــــرد اثر فریادم...

گفتمش مرد شریف از چه به من -6- دادی؟!

گفت: غیبت سببش بود و نرفت از یادم

قصه گر باز بگویم همه اش تكراری است

از دروس دگــــرم نیـــــــــز چنین افتادم

گرچه افتادم و ماندم عقب از خرخوان ها...

كسب عنوان عقب مانده مباركبادم !!

 

آخر کلاس : بهشت پنهان

نماینده کلاس : افعی

دانشگاه ما : تبعیدی ها

اخراج از دانشگاه : می خواهم زنده بمانم

دفتر استادان : خانه ارواح

نمره ده : شانس زندگی

سالن ورزشی : جزیره آدم خور ها

سال آخر : سال های بی قراری

ساختمان دانشگاه : آسمان خراش جهنمی اخراجی ها

راهی برای متقلبان : جیب بر ها به بهشت نمی روند

آنتن دانشگاه : جاسوس سه جانبه

اعتراض برای نمره : شلیک نهایی

کلاس ورزش : المپیک در بازداشتگاه

مسئول حراست: پلیس آهنی

دیدن استاد از دور : سایه عقاب ها

نگاه استاد : بگذار زندگی کنم

بیرون دانشگاه : سرزمین آرزوها

طنز دانشجویی