اخر پاییز
یا مقلب القلوب و البصار

اخر پاییز است و همه دم میزنن از شمردن جوجه ها!!!
اما تو بشمار...
تعداد دل هایی را که به دست اورده ای...
بشمار تعداد لبخندهایی را ک بر لب دوستانت نشانده ای..
بشمار تعداد اشک هایی ک از سر ذوق یا غم ریخته ای...
فصل زردی بود اما تو چقد سبز بودی...
نگران جوجه ها هم نباش ان ها را بعدا با هم میشماریم...
و در اخر امیدوارم همه ی لحظه های پایانی پاییزت
پر از خش خش ارزوهای قشنگ باشد.

گاهی خراب کردن پل ها چیز بدی نسیت
چون باعث میشه نتونی به جایی برگردی
که از همون اول هرگز نباید قدم میگذاشتی…….
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آذر ۱۳۹۲ ساعت ۲:۵۳ ب.ظ توسط داریوش طاهرخانی
|