پاییز

تلخ است که لبریز حقایق شده است
زرد است که با درد موافق شده است
عاشق نشدی و گر نه می فهمیدی
پاییز بهاری است که عاشق شده است

هنوز هم عاشقانه هایم را عاشقانه برای تو مینویسم..
هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف میزنم..
هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است..

یکی نوشت :این دنیا اگه حرفی داشت خدایش ساکت نبود
میخواستم بگم :خدای تو را نمی دانم اما خدای من لابلای آواز
مستانه پرستوهای عاشق خودنمایی می کند
خدای من زیر شرشر باران، روی خش خش برگ آواز می خواند
خدای من تنهاست اما صدای خوشی دارد، خدای تو را نمی دانم

اگه یه روز دیدی دلت خیلی گرفته اگه دیدی بغض توگلوته اما دلیلی
واسه ناراحتی نداری!!!! بدون دلت واسه خدا تنگ شده!!!
صداش کن حتما جوابتو میده...

زندگی مسابقه نیست /زندگی یک سفر است /و تو آن مسافری باش /که در هر گامش /ترنم خوش لحظه ها
جاریست دعایت می کنم، عاشق شوی
روزی /بفهمی زندگی بی عشق نازیباست