ختر: میشه ارومتر بریی؟! اینجوری من میترسم .

پسر: نه، اینجوری خیلی بهتره .

دختر: خواهش میکنم، من خیلی میترسم .

پسر: باشه به شرط اینکه کلاه کاسکت منو برداری و روی سر خودت بذاری آخه نمیتونم راحت برونم. اذیتم میکنه!

دختر: خوب باشه . حالا میشه یواش تر بری؟!

پسر: باید بگی که دوستم داری !

دختر: دوستت دارم، حالا یواش تر برو !

روز بعد واقعه ای در صفحه ی حوادث روزنامه ها به چاپ رسید: برخورد موتور سیکلت با ساختمان حادثه آفرید!

در این سانحه که به دلیل بریدن ترمز موتور سیکلت رخ داد، یکی از دو سر نشین زنده ماند و دیگری در گذشت پسر جوان که از خالی شدن ترمز آگاهی یافته بود بدون اینکه زن را مطلع کند کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست برای آخرین بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش !! رفت تا او زنده بماند...

نکته ی اخلاقی: از خود گذشتگی- فداکاری- وفاداری