تاکِستان

(به تاتی: سیادون) مرکز شهرستان تاکستان در استان قزوینِ در شمال غربی ایران است. ارتفاع متوسط این شهر از سطح دریا ۱٬۲۶۵ متر می‌باشد. جمعیت متوسط شهر 99،890 نفر است.فاصله تاکستان تا مرکز استان (قزوین) حدود چهل کیلومتر که از جاده قدیم قزوین-همدان و آزادراه (قزوین–زنجان) به آن متصل است.تاکستان در مسیر جاده ابریشم بوده و یکی از اثرهایِ تاریخیِ آن آرامگاهِ پیرِ قِز قَلعه یا بُقعه‌یِ پیر است.

ساکنین اصلی این شهر به زبان تاتی بازمانده زبان قدیمی ایرانی سخن می گویند .وجود باغهای بزرگ انگوراین شهر را به همین نام شهرت داده است.

تاکستان را با پیشینه ای حدود ۷۰۰۰ سال جزو قدیمی ترین شهرهای ایران و جهان می دانند. این منطقه مسیر عبور جاده قدیمی، پررفت‌وآمد و جهانی ابریشم بوده که سران معروف جهان برای تصاحب آن جنگ های زیادی کرده‌اند. تاکستان که به سرزمین «تات ها» معروف بوده درگذشته «سیاده» یا «سیادهن» نامیده می شد. نام «سیادهن» بر روی یکی از کتیبه های دوران هخامنشی موسوم به پیوتین گرایا حک شده است. این کتیبه که از قدیمی ترین اسناد نوشتاری این شهرستان است، به زبان یونانی نوشته شده و هم اکنون در موزه شهر وین، نگه داری می شود.

تاکستان در باختر قزوین واقع شده وعوامل اقتصادی از جمله آب و هوای مناسب، حاصل خیزی خاک و دست رسی به آب مورد نیاز برای کشاورزی سبب گسترش و توسعه اقتصادی تاکستان شده است. باغ های انگوراین شهرستان شهرت فراوانی دارند که در کنار دشت های حاصل خیز و پربرکت منطقه؛ علاوه بر جاذبه های خاص, کشت انواع محصولات کشاورزی نیز در آن ها جریان دارد.

جمعیت زبانی

فقط ساکنانِ اصلیِ شهر به زبان تاتی و فارسی سخن می‌گویند. دو طایفه‌یِ بزرگِ رحمانی و طاهرخانی عمده‌یِ جمعیتِ تاکستان را شکل می‌دهند و بدین‌وسیله از غیرِبومیان متمایز می‌گردند. در حالِ حاضر شهرِ تاکستان پذیرایِ مهاجرانِ زیادی از نقطه‌هایِ مختلف می‌باشد. عمده‌یِ این مهاجران ترکی‌زبان‌اند که از استان‌هایِ ترک‌نشینِ شمالِ غربِ کشور و روستاها و بخش‌هایِ ترکی‌زبانِ خودِ شهرستان آمده و در این شهر ماندگار شده‌اند.

زبانِ میانجی در میانِ نسلِ جوان و بیشترِ میانسالان فارسی‌ست؛ ولی برخی ازمیانسالان و بسیاری از سالخوردگانِ تاکستانی‌زبان با ترک‌ها به‌راحتی ترکی حرف می‌زنند، یعنی در میانِ این گروه‌هایِ سِنّی، رابطه‌هایِ ترک-تات به زبانِ ترکی بوده و هنوز هست. از این میان ترک‌ها، کردها و گیلک‌هایی که در این شهر ساکن‌اند، همگی، این زبان را می‌فهمند ولی رابطه‌ها به فارسی‌ست. ترک‌ها، کُردها و فارس‌هایی نیز هستند که این زبان را به‌خوبی حرف می‌زنند. به‌سببِ ویژگی‌هایِ آوایی و دستوریِ تاکستانی، فراگیرانِ بیرون از زبان به‌ندرت می‌توانند به لهجه‌یِ خودِ این مردم حرف بزنند. در هر حال، زبان و جمعیت غالب در این شهر، تاتی است. برخی از پدر و مادرها نیز به‌خاطرِمزیت‌هاِ بعدیِ فارسی برایِ فرزندانشان، زبانِ فارسی را به‌عنوانِ زبانِ خانه برمی‌گزینند؛ امّا با این‌حال هنوز بیشترِ مردم با فرزندانشان تاکستانی حرف می‌زنند.

نام وزبان تاکستان

مردم در تاکستان به زبانِ خود تاتی یا سیادنیجی (siyâdiniji) می‌گویند و به شهرِ خودsiyaden .

siyâdinij به معنایِ کسی‌ست که اهلِ siyâden باشد.

نام خانوادگی بیشتر مردم تاکستان که تبار تاکستانی دارند رَحمانی (رَحمَنی)، طاهِرخانی، طاهِری  است.البته فامیلی طاهِرخانی مختص مردم تاکستان میباشد.به طوری که در هر کشور پیشینه فردی با فامیلی طاهِرخانی به تاکستان برمیگردد.

پیشه ی مردم شهر

پیشه‌یِ اصلیِ مردم کشاورزی و باغ‌داری است و محصولهایی چون (بیش از ۳۳ گونه) انگور، هلو-انجیری شلیل،  و... در این شهر بطورِ انبوه پرورش می‌یابد

●کشاورزی و دام داری

کشاورزی یکی از شغل های اصلی مردم تاکستان است. آب و هوای مناسب برای باغ داری به ویژه پرورش انگور، تنوع ناهمواری ها، وجود زمین های حاصل خیز و دست رسی به آب های سطحی و زیرزمینی کافی، سبب رونق کشاورزی در ناحیه تاکستان شده است. عمده ترین محصولات کشاورزی تاکستان عبارتند از: انگور، گوجه فرنگی، سیب زمینی، گردو،  بادام، انواع میوه و صیفی جات.

●صنایع و معادن

صنایع شهرستان قزوین در دو دسته صنایع دستی و صنایع ماشینی تقسیم بندی می شوند. مردم شهرستان تاکستان مانند مردم دیگر شهرهای ایران در صنایع دستی و آفریدن اثرهای هنرمندانه، سابقه طولانی دارند. انواع سفال و ظروف سفالی، گیوه, انواع سبد، قالی، گلیم و نقش های منجوق دوزی شده از جمله مهم ترین صنایع دستی تاکستان است. این شهرستان از رونق صنعتی خوبی برخوردار است و صنایع ماشینی نسبتاً خوبی در این شهرستان وجود دارد که شهر صنعتی تاکستان گواه این مطلب است.



اي سيادن اي عزيزون سرزمين

شعري زیر يكي از حماسي ترين شعرهايي است كه به زبان تاتي سروده شده و شور و حس خاصي به هر تاكستاني مي دهد.


اي سيادن

اي سيادن اي عزيزون سرزمين

ايرون آنگوشتركه را نگين

واجباوي حرمتي مايه وارين

چما را كه اشته را ييمون زارين

ميهنمون ويمه ته ويمه مونه

عشق پاكي درمه دره خونه

تا مايه خو بكتيم اشته باغال

تربتي  بو خو بومه يونمه را حال

خمن گوشت و پوستم اشته خو بومي

گاريم اشته سرده گورده بوموي

اي زارينه وازيونم يادگار

مدرسيم حوجليم تيشه آشكار

ايجوري دله مونه ريشه دري

كه نتونه اشته خودروي فره

هر كاده هرقدر خوش گرده هامون

بيقرار آنگرده ما اشته دامون

سرفرازاوي سيادن پايدار تا ابد باقي بميني برقرار

چهارفصلي هركوني ياقاشونه

بهترين فصلنده جي دنيا مونه

هم مهه وايه هم واراي هم واروني

با اثر گردستي اندر زاروني

هم قشنگنده درنده قد بلند

باشهامت با شجاعت هوشمند

به به  به غيرتشون صد آفرين عاشق وطننده  سرباز دين

سرفرازاوي سيادن پايدار

تا ابد باقي بميني برقرار

تا ابد باقي بميني برقرار


ومابقی بخش ها دیگه باشه برای بعد که بعدا درباره اشان مینویسم.مابقی زبون تاتی تو قسمتهای دیگه اس.................

اینم نمونه هایی از فعل های تاتی:


رساندن- berasenastan

رسیدن- berasastan

افتادن- bekatan

انداختن- bashindan

خرد كردن - ریز كردن-banjatan

-بریدن berbitan

دیدن -vindan

-رفتن bishshiyan

-آمدنboomiyan

-خواباندنakhostenastan

-خوابیدن akhotan

مردن- bemardan

دوختن -bidootan

گفتن -vatan

-ساییده شدن asariyastan

شكستن- beshkastan

عقب افتادن-peykatan

-جلو افتادن pishkatan

-برگرداندن - بازگرداندن agardenastan

برداشتن -oghordan

برگشتن -agardastan

 - به زمین ریختن biritan

با دست فشردن- beshghaldan

-شستنbishoordan


__________________________________**________________________________

اینم چند تا کلمه تاتی تاکستانی.




  • پدر: پییه (Piye)
  • مادر: مایه (Maye)
  • برادر: برا (Bera)
  • خواهر: خاک (Khake)
  • پسر: فر (fer)
  • دختر: تی‌تی (Titi)
  • من: اَز (Az)
  • تو: تَه (Ta)
  • ما: آما (Ama)
  • شما: شما (Shoma)
  • او (مونث): آوه (Ave)
  • او (مذکر): آ (A)
  • مرا: چمه (Cheme)
  • تو را: اِشت (Eshte)
  • دیروز: اَزیره (Azire)
  • امروز: آرو (Aru)
  • فردا: سابا (Saba)
  • خانه: کییه (Kiye)
  • باغ: رَز (Raz)
  • بیرون: بَر (Bar)
  • بالا: جُر (Jor)
  • قاشق: کمچیه (kemchiye)
  • سگ: اَسبَه (Asba)
  • مرغ: کرک (Kark)
  • تخم‌مرغ: کرخا (Karkha)