سلام

من چون خیلی علاقه به جوجه رنگی دارم و از بچگیم هر جا که دیدم انقد خواهش و گریه کردم تا واسم بزور یدونه خریدن و بعد 2 یا 3 روز مرده !!!خیلی به جوجه های رنگی علاقه دارم و با این سنم هم باز وقتی میبینمشون دوست دارم چند تا بخرم فقط حیف که تو خوابگاه جا نداریم نگهشون داریم و از طرفی میترسم هم که بخرمشون!تازه اگه مسئول شب بیاد جلوی صدای جیک جیکشو چه جوری بگیرم! دردسر میشه. همش به این فکر میکنم این جوجه ها چرا آخه اینجورین آدم احساس میکنه افسردگی دارن! سستن! با جوجه های محلی قابله مقایسه نیستن!

بچه که بودم یه بار یکی گرفته بودم  فرداش دیدم خوابیده . نگو مرده!!!!خیلی گذشت تا فراموش کنم . یادمه بردمش حیاط خونمون تو باغچه چالش کردم و چقد گریه کردم که مگه من بهش غذا نداده بودم! پس چرا مردش؟؟ تا یه مدت زیادی وقتی از حیاط رد میشدم یاد قبرش میفتادم! (خدارو شکر اون خونمون رو فروختیم وگرنه چقد بهم  سخت میگذشت). بعدش دیگه هر وقت جوجه رنگی دیدم فقط یه دله سیر نگاه کردمش چون هنوز از ذهنم مردن جوجم پاک نشده فکر میکنم اگه بخرمشون میکشمشون و دست صاحب اولشون بیشتر زنده میمونن درست مثله ماهی های رنگی.

خب این جوجه ها اگه مریضن چرا میفروشنشون!!مگه فروشه یه جوجه چقد واسشون سود داره!!!!!!!!!!!!!!!!! چرا این یه کار واسه حاله این جوجه ها نمیکنن!!؟؟

یعنی پول اینقد شیرینه؟؟؟!!!!!!!!!