سطح هوشیاری - دوست هوشبر 2
‹‹ معيار كُماي گلاسكو›› : روشي است كه با نمره دادن به توانايي بيمار در باز كردن چشمها پاسخ هاي حركتي و پاسخ هاي كلامي ، سطح هوشياري بيمار را ارزيابي مي كند
|
نمره |
بازكردن چشمها |
|
4 |
بيمار چشم هايش را خودبخود باز كند |
|
3 |
بيمار در پاسخ به صدا چشم هايش را باز كند |
|
2 |
بيمار در پاسخ به درد چشم هايش را باز كند |
|
1 |
بيمار اصلاً چشمهايش را باز نكند |
|
نمره |
پاسخ كلامي |
|
5 |
بيمار كاملاً به زمان و مكان و اشخاص اطراف آگاهي دارد |
|
4 |
بيمار گيج است |
|
3 |
بيمار كلمات نامربوط به زبان مي آورد |
|
2 |
بيمار كلمات نامفهوم به زبان مي آورد |
|
1 |
بيمار صحبت نمي كند |
|
نمره |
پاسخ حركتي |
|
6 |
بيمار دستورات را اجرا مي كند |
|
5 |
بيمار محل درد را مشخص مي كند |
|
4 |
بيمار خود را از محرك دردناك دور مي كند |
|
3 |
بيمار در پاسخ به محرك دردناك ، اندامهايش را به وضعيت فلكسيون (خم شدن) در مي آورد |
|
2 |
بيمار در پاسخ به محرك دردناك ،اندامهايش را به وضعيت اكستنشن (باز شدن) در مي آورد |
|
1 |
بيمار در پاسخ به تحريك دردناك هيچ حركتي را از خود نشان نمي دهد |
مـــردمك ها : قطر و واكنش مردمك به نور ، وضعيت خون رساني و اكسيژن رساني و ساير شرايط سيستم عصبي مركزي را نشان مي دهد.
مردمك يك منفذ مدور در مر كز عنبيه رنگدانه دار چشم است .
مردمكها به طور معمول گرد و تقريباً هم اندازه هستند و مثل ديافراگم بينايي عمل مي كنند و تنظيم اندازه هايشان بستگي به ميزان نور دارد . در اتاقي با نور معمولي مردمكها نيمه بازند . در نور كمتر ، مردمكها گشاد مي شوند و به نور بيشتر اجازه مي دهند كه وارد چشم شود و باعث بينايي بهتر در نور كم مي شوند . با مقدار بيشتر نور يا هنگامي كه نور روشني ناگهان تابيده مي شود ، مردمكها بلافاصله تنگ مي شوند تا نوركمتري وارد چشم شود و گيرنده هاي حساس داخل چشم را از آسيب محافطت مي كنند .(شكل A14-5) هنگامي كه نوري را به يك چشم بتابانيم ، هر دو مردمك بايد منقبض شوند . و اندازه شان مساوي باشد اگر فقط مردمك چشمي كه به آن نور تابانده ايم ، منقبض شود يعني مشكلي در سيستم عصبي وجود دارد .
در نبود نور ، مردمكها كاملاً باز و گشاد مي شوند (شكلB14-5) . هنگامي كه نور وارد مي شود ، هر چشم يك سري علائم حسي را به مغز مي فرستد كه ميزان نوري كه دريافت مي كند را نشان مي دهد . اندازه مردمك با يك سري از فرمانهاي حركتي مداوم تنظيم مي شود كه مغز به طور اتوماتيك از طريق اعصاب چشمي به هر چشم مي فرستد و باعث كوچك شدن هر دو مردمك به يك اندازه مي شود . معمولاً، اندازه مردمك فوراً با هر تغيير در ميزان نور تغيير مي كند.
اگر مردمكها يك كدام از حالتهاي زير را نشان داد بايد فرض كنيد كه بيمار دچار كاهش عملكرد مغزي به علت كاهش فعاليت سيستم عصبي مركزي يا آسيب است :
- بدون عكس العمل به نور و ثابت هستند.
- با دريافت نور زياد ، باز و هنگام حذف نور ،كوچك شوند.
- بر خلاف حالت طبيعي به آهستگي عكس العمل نشان مي دهند .
- اندازه يشان نامساوي است . (شكلC14-5)
- هنگام برخورد نور زياد يا حذف آن از يك چشم اندازه يشان نامساوي شده است .
كاهش عملكرد مغزي مي تواند به علت موارد زير باشد :
- آسيب به مغز يا ساقه مغز
- آسيب يا سكته مغزي
- تومور مغزي
- خون رساني يا اكسيژن رساني ناكافي
- مواد مخدر يا سموم (سركوب كننده هاي سيستم عصبي)
مواد مخدر يك مجموعه از سركوب كننده هاي سيستم عصبي مركزي هستند كه باعث مي شوند مردمك ها حتي با تابش نور نيز بسيار كوچك باشند تا حدي كه به آن مردمك نوك سوزني (Pin point) گفته مي شود . خون ريزي اينتراكرانيال (داخل جمجمه اي) ، مي تواند باعث ايجاد فشار كافي روي عصب زوج سوم مغزي ( عصب اوكولوموتور ) در يك طرف شود طوري كه فرمانهاي حركتي ديگر نتوانند از مغز به چشم بروند . هنگامي كه اين حالت رخ داد ، چشم دستوراتي براي كوچك شدن دريافت نمي كند و مردمكش در پاسخ به نور كاملاً باز و ثابت مي ماند اين حالت را مردمك متسع يا باز مي گويند.
مردمكها ممكن است باز باشند و ممكن است اندازه يشان به علت دارويي كه در يك يا هر دو چشم ريخته شده يا به علت يك آسيب يا بيماري هاي چشمي مساوي نباشد ، ممكن است به طور مناسبي عكس العمل نشان ندهد.
حروف PEARRL راهنماي مفيدي درارزيابي مردمكها است . آنها اول كلمات زير هستند:
P = مردمك (Pupil)
E = مساوي (Equal)
A = و (And)
R = گِرد (Round)
R = داراي حاشيه منظم (Regular)
L = عكس العمل به نور (react to Light )
مي توانيد در مورد بيماران با مردمك معمولي بنويسيد ‹‹ مردمكها ، مساوي ، گِرد ، با حاشيه منظم هستند و به طور مناسب نسبت به نور عكس العمل نشان مي دهند ›› يا ‹‹ PEARRL= مردمكها ›› ، هر نوع يافته غير معمول را با استفاده از جملات بلند تر ثبت كنيد ، مثل ‹‹ مردمكها مساوي و گِرد هستند ، مردمك چپ ثابت و گشاد است ، مردمك راست در اندازه معمولي است و به نور عكس العمل نشان مي دهد ›› .
كنترل مجدد علائم حــياتي :
علائم حياتي به دست آمده دو اهميت اساسي دارد . اولين مجموعه از علائم حياتي ثبت شده با نام علايم حياتي پايه ، چگونگي تنفس و سيستم قلبي عروقي ، خون رساني و اكسيژن رساني به مغز و اعضاي حياتي ديگر را نشان مي دهد . علائم حياتي پايه ، اطلاعات مهم و كليدي براي ما مي باشند .
در ادامه مراقبت از بيمار ، بايد علائم حياتي بيمار را مجدداً كنترل كنيد تا متوجه تغييرات آن در مقايسه با علائم حياتي پايه بشويد . بايد علائم حياتي را حداقل هر 15 دقيقه در بيمار با وضعيت پايدارو حداقل هر 5 دقيقه در بيماري باوضعيت ناپايدار دوباره ارزيابي كنيد .
به علاوه بايد بعد از هر اقدامات پزشكي علائم حياتي را دوباره ارزيابي و ثبت كند.
اين ارزيابي مقايسه اي مداوم ، شاخص مهمي است كه نشان مي دهد آيا مراقبتهاي شما عملكردهاي حياتي بيمار را به ميزان قابل قبولي تغيير داده يا حداقل مانع وخامت بيشتر شده است يا خير ؟ ارزيابي مجددنشان مي دهد كه آيا بايد اقدامات بيشتري را در صورت ادامه وخامت اوضاع انجام دهيم ياخير ؟